الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
192
منطق مقارن (فارسى)
مقدماتى در استدلال بر مسئله نيازمند مىشويم كه آنها را مبادى تصديقى گويند . پارهاى از مبادى ، عام بوده و در همه علوم يا در بيشتر آنها بناچار راه مىيابند . مانند اصل امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضان . اين قسم را مبادى عام گويند . همچنانكه پارهاى از آنها مختص به يك علم بوده و حتى مخصوص مسألهاى از آن علم مىباشند چنان كه ادله انتاج اشكال قياس ( بجز شكل اول كه بديهى است ) مخصوص به همان مسئله منطق است و همينطور مطالبى كه بعنوان تعريف معقولات دوم ( كه موضوع علم منطقاند ) مياوريم مخصوص به همان مسئله است . شيخ الرئيس در شفا ، علم به وجود موضوع را در زمره مبادى شمرده زيرا بناچار بايد نخست به وجود موضوع ، علم داشته باشيم تا از عوارض ذاتى آن بحث كنيم چه اينكه ثبوت چيزى براى چيزى ، فرع بر ثبوت خود آن چيز است . البته غالبا وجود آن را مفروض مىگيرند . زيرا اثبات آن بر عهده فلسفه اولى است و به همين جهت آن را اصل موضوعى مىنامند . اصل موضوع يعنى هر چيزى كه در يك علم بدان محتاجيم و لكن اثبات آن فعلا غيرممكن بوده و بنا را بر فرض وجود آن مىگذارند . اگر ايراد شود كه چرا از موضوعات بعنوان چيزى عليحده سخن به ميان آمد . مگرنه اين است كه موضوعات ، داخل در موضوعات مسائل مىباشند و شما خودتان تصريح نموديد كه موضوعات مسائل همان موضوع علمند ؟ و بنابراين موضوع علم هم داخل در مسائل است . پاسخ اينستكه علت آن توجه يافتن و اهميت دادن به شان و مرتبه موضوع علم است . روش تحقيق نخستين چيزى كه بايد سخت مورد توجه طالب علم قرار گيرد آن